جدیدترین مطالب

» تاریخ و سیره معصومین » ماجرای یک داوری و قضاوت عجیب
 15 بازدید

ماجرای یک داوری و قضاوت عجیب

وقتی که«عقبه بن اُبی عقبه» فوت کرد عده ای برای تشیع بر سر جنازه اش حاضر شدند، علی (ع) و برخی از یارانش و عمر نیز حضور داشتند.

ماجرای یک داوری و قضاوت عجیب

 داوری و قضاوت عجیب علی (ع)    

 

وقتی که«عقبه بن اُبی عقبه» فوت کرد عده ای برای تشیع بر سر جنازه اش حاضر شدند، علی (ع) و برخی از یارانش و عمر نیز حضور داشتند.

علی (ع) به مردی که در آنجا بود فرمود: هنگامی که عقبه مُرد همسرت بر تو حرام شد پس حذر باش از این که با او هم بستری شوی!!!

عمر گفت : یا ابالحسن تمام قضاوت های شما عجیب به نظر می رسد و این یکی از همه عجیب تر است. چگونه ممکن است کسی بمیرد و همسر دیگری بر شوهرش حرام شود؟!!

حضرت علی (ع) فرمودند: آری– این چنین است. این مرد برده ی عقبه بود با زنی آزاد ازدواج کرد. و امروز آن زن یکی از وارثان عقبه بود، بنابراین مقداری از این مرد ملک همسرش می باشد و هم خوابگی زن با برده اش حرام است؛ مگر این که او را آزاد کند سپس آن زن آزاد با آن مرد آزاد شده ازدواج کند.

عمر (در حالی که بسیار شگفت زده بود) گفت: یا علی برای این است که ما آن چه اختلاف داریم از شما می پرسیم (شما در حلّ اختلافات مرجع ما می باشی و قضاوت را در چنین مواردی به شما واگذار می کنیم).

(بحارالانوار، ج ۴۰ص۲۲۳ و ۲۲۴)

قضاوت عجیب   

اصبغ بن نباته گوید: پنج نفر را نزد «عمر» آوردند که زنا کرده بودند او حکم کرد هر پنج نفر را سنگسار کنند، امیرالمژمنین (ع) به او فرمود:

تو در این حکم اشتباه کردی و دستور داد یکی از آنان را گردن زنند و دوّمی را سنگسار کنند و سومی یک صد تازیانه (حدّ) زنند و چهارمی را پنجاه تازیانه (نیمی از حدّ) زنند و پنجمی را با چند تازیانه تأدیب (تعزیر) کنند.

پیشنهاد کنکاش :  از چاپ پنهانی اعلامیه در چاپخانه تا فرماندهی گروه دستمال سرخ‌ها در غرب

 

“عمر” گفت:

یا علی با این که جرم این پنج نفر یکسان بود چگونه شما هر کدام را به گونه ای مجازات نمودی؟!!!

حضرت فرمودند:

اولی: او مردی از اهل ذمه بود که با تجاوز و زنا با یک زن مسلمان از شرایط ذمی بودن خارج شد و باید کشته شود.(باید او را گردن زد).

امّا دومی: پس او مردی محصن (زن دار) بود و مجازاتش این است که باید سنگسار شود.

و اما سوّمی: او مردی مجرد(بدون زن) بود و مجازاتش یکصد تازیانه است.

و چهارمی: او برده ای مجرّد بود که زنا کرده و باید نیمی از حدّ( پنجاه تازیانه) به او زده شود.

و امّا پنجمی: پس او دیوانه است و لذا او را با چند تازیانه تأدیب (تعزیر) کردیم.

«عمر» گفت: یا ابالحسن: ای کاش من در جمعی که تو در میان آنان نیستی، زنده نباشم.!!!

(بحارالانوار، ج ۴۰ص۲۲۸ به نقل از فروغی کافی ج ۵  ص ۲۶۵)

 

 

گرد آوری: کنکاش

بر گرفته: از داستان های امام علی(ع) از بحارالانوار

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

بیشتر بخوانید:


برچسب ها : , , , , , , ,
دسته بندی : تاریخ و سیره معصومین , جدیدترین مطالب , مذهبی
ارسال دیدگاه

WordPress Image Lightbox Plugin