جدیدترین مطالب

» جدیدترین مطالب » ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک
 19 بازدید

ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک

تنوع و پیچیدگی تصمیمات بازرگانی و پویایی محیط کسب و کار نیاز به استفاده از فراینـــــــد مدیریت راهبـــردی (استراتژیک) و توجه به آن را امری ضـــــــروری و اجتناب ناپذیر ساخته است، چرا که اداره و مدیریت فعالیتهای پیچیده در درون سازمانها تنها یکی از مسئولیتها و چالشهای مدیران در دنیای امروز است.

ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک

ماهیت و ارزش مدیریت استراتژیک

 

فرآیندهای مدیریتی، به لحاظ تاریخی، از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون بسیار پیچیده تر شده اند، این پیچیدگی بازتاب رشد فزاینده رقابت شرکتها، درگیری بیشتر در اقتصاد و تجارت بین المللی و دخالت وسیع دولتها به عنوان خریدار، فروشنده، قانون گذار و حتی رقیب بوده است. فرآیندهای مذکــــــــور در دهه ۱۹۷۰ بسیار پیشرفت کردند.

مفاهیم و ابزارهایی مانند «طرح ریزی بلند مدت»، « مدیریت بازرگانی» مورد توجه جدی قرار گرفت که از جمع بنـدی و ادغام همه این فرآینـــــــدها یا رویکردها مدیریت راهبردی (مدیریت استراتژیک) یا طرح ریزی راهبردی (طرح ریزی استراتژیک) حاصل گردید که تعریف آن چنین است:

مدیریت استراتژیک به عنوان مجمــــوعه ای از تصمیمات و اقدامات تعریف می شود که نتیجه ی آن تنظیم و اجرای طرحهایی است که برای رسیدن به هدفهای شرکت طراحی شده اند.

 

چالشهای سر راه مدیران:

تنوع و پیچیدگی تصمیمات بازرگانی و پویایی محیط کسب و کار نیاز به استفاده از فراینـــــــد مدیریت راهبـــردی (استراتژیک) و توجه به آن را امری ضـــــــروری و اجتناب ناپذیر ساخته است، چرا که اداره و مدیریت فعالیتهای پیچیده در درون سازمانها تنها یکی از مسئولیتها و چالشهای مدیران در دنیای امروز است.

دومین چالش را عوامل و متغیرهای محیط عملیاتی یا وظیفه ای به مدیریت تحمیل می نمایند، متغیـــــــــرهایی مانند رقبا، مصرف کنندگان، منابع کمیاب و سازمانهای دولتی که مستقیماً بر عملکرد شرکتها موثرند و لازم است نیازها و اولویتهای آنها پیش بینی شود و در حد امکان برآورده گردد.

همچنین سومین چالش مهمی که مدیران با آن مواجه اند روندها و رویدادهای محیط دور است.محیطی که شامل متغیرهای اقتصادی، سیاسی، فناورانه و اجتماعی بوده و بر عملکرد شرکت تاثیر گذار است و بنابراین مدیران باید به تجزیه و تحلیل و ارزیابی نظام مند و مستمر آن پرداخته، اطلاعات به دست آمده را در تصمیم گیریهای خود در مورد استفاده قرار بدهند.

اما چهارمین عامل یا چالش مهمی که سازمانها با آن روبرو هستند و اغلب چالشهای فوق را نیز تحت تاثیر قرار می دهد، چالش گــــــروه های ذی نفوذ است، گـروهها و نهادهایی  مانند مالکان، شوراهای کارگری، سازمانهای حمایت از مصرف کننده، هیئت مدیره، مدیران عالی، عرضه کنندگان که معمولاً هدفهای ناپایدار و ناسازگار دارند.

 

 

مدیریت استراتژیک

 

فرآیند مدیریت راهبردی شامل ۹ حوزه و ظیفه ی مهم است:

۱- تعیین و تدوین ماموریت سازمان (Mission) یا هدف بنیادی شرکت، شامل تبیین مقصود، فلسفه و هدفهای کلی سازمان.

۲- توسعه و تبیین عوامل درون سازمانی (company profile) که بازتاب شرایط داخلی و تواناییهای موسسه است.

۳- تجزیه و تحلیل و ارزیابی محیط خارجی شرکت شامل عوامل محیط عمومی و رقابتی.

۴- تجزیه و تحلیل انتخابهای شرکت با تحلیل و ارزیابی توام عوامل درون سازمانی و برون سازمانی.

۵- شناسایی مطلوب ترین انتخاب های از طریق ارزیابی گزینه ها بر مبنای ماموریت یا هدف بنیادی.

۶- انتخاب مجموعه ای از هدفهای بلند مدت و راهبردیهای اصلی مورد نیاز.

۷- توسعه و تنظیم هدفهای بلند مدت و راهبردهای کوتاه مدت سازگار با هدفهای بلند مدت و راهبردهای اصلی.

۸- اجرای تصمیمات راهبردی بر مبنای بودجه بندی انجام شده و تاکید بر سازگاری و تناسب میان وظایف، افراد، ساختار، فناوری و سیستمهای پاداش.

۹- بازبینی و ارزشیابی موفقیت فرآیند مدیریت راهبردی به عنوان یک مبنا برای کنترل و یک داده برای تصمیمات آتی.

همچنان که فرایند فوق نشان می دهد مدیریت راهبردی با برنامه ریزی، هدایت،سازمان دهی و کنترل تصمیمات مرتبط با راهبرد و اجرای آن همراه است.

به عبارت دیگر استراتژی، طرح بازی برای شرکت است، اگــــــــــــر چه این طرح تخصیص و گسترش منابع (افراد، مالی، مواد و … ) را به طور تفصیلی و دقیق مشخص نمی کند، با وجود این چهارچوبی را برای تصمیم گیری مدیران فراهم می سازد، چهارچوبی که بازتاب شناخت شرکت از علت، زمان، مکان، چگونگی رقبا و رقیب است.

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می‌دهد که به شیوه‌ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینـده خود به صــــــورت انفعالی عمل نکند.

این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنش‌ها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد. یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می‌شود.

یکی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی می‌شود تا به کارکنان تفــویض اختیار شود. تفویض اختیــــــار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می‌شوند در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت کنند، خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آنها افزایش خواهد یافت.

 

منابع مورد استفاده در این مطلب:

کتب فارسی:

  • مدیریت راهبردی برنامه ریزی،اجرا و کنترل ترجمه دکتر حسینی
  • مدیریت استراتژیک، فرد آر دیوید ترجمه دکتر پارساییان و دکتر اعرابی

 


برچسب ها : , , , , ,
دسته بندی : جدیدترین مطالب , مدیریت , مدیریت استراتژیک
ارسال دیدگاه

تبلیغات
WordPress Image Lightbox Plugin