جدیدترین مطالب

» آموزشهای زبان » آموزش ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی که باید بدانید + معنی و تمرین | درس اول
 45 بازدید

آموزش ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی که باید بدانید + معنی و تمرین | درس اول

کتاب(۵۰۴ لغت ضروری زبان انگلیسی) Absolutely Essential Words 504 یکی از منابع لازم و ضروری برای داوطلبان شرکت در آزمون‌های بین‌المللی و همچنین داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد است. با استفاده از این بخش کنکاش می‌توانید همیشه این ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی را همراه خود داشته باشید و آن‌ها را مرور کرده و بهتر بخاطر بسپارید.

آموزش ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی که باید بدانید + معنی و تمرین | درس اول

۵۰۴ واژه ضروری زبان انگلیسی

 

کتاب (۵۰۴ لغت ضروری زبان انگلیسی) Absolutely Essential Words 504 یکی از منابع لازم و ضروری برای داوطلبان شرکت در آزمون‌های بین‌المللی و همچنین داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد است.

با استفاده از این بخش کنکاش می‌توانید همیشه این ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی را همراه خود داشته باشید و آن‌ها را مرور کرده و بهتر بخاطر بسپارید.

 

شروع درس اول :

“All words are pegs to hang ideas on.” Henry Ward Beecher, Proverbs from Plymouth Pulpit

“واژه ها گیره هایی هستند که اندیشه هایمان را به آنها پیوند می زنیم”

هنری وارد بیچر، ضرب المثل هایی از پلایماوت پالپیت

 

۱. Abandon / ə’bændən / desert; leave without planning to come back; quit

a. When Roy abandoned his family, the police went looking for him.

b. The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.

C. Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.

 

۱- ترک کردن، ترک کردن بدون قصد بازگشت، دست کشیدن از

الف) وقتی « ری » خانواده اش را ترک کرد، پلیس به جستجویش پرداخت.

ب) سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسیب دیده بودند، ترک کند.

ج) چون « رز » فقیر بود، مجبور بود فکر رفتن به دانشگاه را کنار بگذارد.

 

۲. Keen / ki:n / sharp; eager; intense; sensitive

a. The butcher’s keen knife cut through the meat.

b. My dog has a keen sense of smell.

C. Bill’s keen mind pleased all his teachers.

٢. تیز، مشتاق، شدید، حساس

الف) چاقوی تیز قصاب داخل گوشت شد.

ب) سگ من حس بویایی قوی دارد.

ج) ذهن مشتاق « بیل » تمام معلمانش را خشنود کرد.

 

۳. Jealous / ‘dzeləs / afraid that the one you love might prefer someone else; wanting what someone else has a.

A. detective was hired by the jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her.

b. Although my neighbor just bought a new car, I am not jealous of him.

C. Being jealous, Mona would not let her boyfriend dance with any of the cheerleaders.

 

٣. هراسان از اینکه شخصی را که دوست دارید ممکن است دیگری را ترجیح دهد، خواستن آنچه شخص دیگری دارد، حسود

الف) بیوه زن حسود، کارآگاهی را استخدام کرد تا دوستش را که او را ترک کرده بود ، پیدا کند.

ب) با اینکه همسایه ام به تازگی اتومبیل جدیدی خریده است، به او حسادت نمی کنم.

ج) چون « مونا » حسود بود، اجازه نمیداد دوست پسرش با هیچ یک از معرکه گیرها برقصد.

 

۴. Tact / tækt / ability to say the right thing

a. My aunt never hurts anyone’s feelings because she always uses tact.

b. By the use of tact, Janet was able to calm her jealous husband.

C. Your friends will admire you if you use tact and thoughtfulness.

 

۴. توانایی گفتن سخن مناسب، تدبیر، کیاست

الف) خاله ام هرگز احساسات کسی را جریحه دار نمی کند، چون همیشه تدبیر به کار می برد.

ب) « ژانت » توانست با استفاده از تدبیر، شوهر حسودش را آرام کند.

ج) اگر تدبیر و تفکر بکار ببرید، دوستانتان شما را تحسین می کنند.

 

۵. Oath / əvo / a promise that something is true; a curse

a. The President will take the oath of office tomorrow.

b. In court, the witness took an oath that he would tell the whole truth.

C. When Terry discovered that he had been abandoned, he let out an angry oath.

 

۵. سوگند به اینکه چیزی درست است، دشنام، سوگند

الف) فردا رئیس جمهور سوگند اداری می خورد.

ب) در دادگاه شاهد سوگند یاد کرد که تمام حقیقت را بگوید.

ج) وقتی « تری » فهمید که او را ترک کرده اند، از روی عصبانیت دشنام داد.

 

۶. Vacant / ‘veikǝnt / empty; not filled

a. Someone is planning to build a house on that vacant lot.

b. I put my coat on that vacant seat.

C. When the landlord broke in, he found that apartment vacant.

 

۶. خالی، پرنشده

الف) شخصی قصد دارد روی آن تکه زمین خالی یک خانه بسازد.

ب) کتم را روی آن صندلی خالی گذاشتم.

ج) وقتی صاحب خانه با شکستن در وارد شد، آپارتمان را خالی یافت.

 

۷. Hardship / ‘ha:dsip/ difficulty

a. The fighter had to face many hardships before he became champion.

b. Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.

C. On account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother.

 

۷. سختی، دشواری

الف) جنگجو پیش از آنکه قهرمان شود، مجبور بود با سختی های زیادی روبرو شود.

ب) « ابی لینکلن » قادر بود بر مشکلات یکی پس از دیگری فائق آید.

ج) « برت » بدلیل مشکلاتش اجازه یافت ارتش را ترک کند تا از مادر بیمارش مراقبت نماید.

 

۸. Gallant /’gælent / brave; showing respect for women

a. The pilot swore a gallant oath to save his buddy.

پیشنهاد کنکاش :  جملات بسیار مهم و رایج زبان انگلیسی؛ آرایشگری و اصلاح

b. Many gallant knights entered the contest to win the princess.

C. Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.

 

۸. شجاع، کسیکه برای خانمها احترام نشان می دهد، زن نواز

الف) خلبان دلیرانه سوگند یاد کرد تا دوستش را نجات دهد.

ب) شوالیه های شجاع زیادی برای رسیدن به شاهزاده وارد رقابت شدند.

ج) «اد » بقدری برای زنان احترام قائل است که همیشه جای خود را در مترو به خانم ها میدهد.

 

۹. Data / ‘deite / facts; information

a. The data about the bank robbery were given to the F.B.I.

b. After studying the data, we were able to finish our report.

c. Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.

 

۹. حقایق، اطلاعات

الف) حقایق مربوط به سرقت از بانک به اف. بی.آی. داده شد.

ب) پس از بررسی اطلاعات، توانستیم گزارشمان را تمام کنیم.

ج) اگر همه ی اطلاعات به شما داده نشود، نمی توانید مسئله ی ریاضی را حل کنید.

 

۱۰. Unaccustomed / Anə’kastəmd / not used to something

a. Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat.

b. The king was unaccustomed to having people disobey him.

c. Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.

۱۰. به چیزی عادت نداشتن، نامانوس

الف) چون « کلود » اهل آلاسکا بود، به گرمای فلوریدا عادت نداشت.

ب) پادشاه به داشتن مردمی که از او سرپیچی کنند، عادت نداشت.

ج) چون «ویک » به نرمش عادت نداشت، سریع خسته شد.

 

 

۱۱. Bachelor / bætsələ (n)/ a man who has not married
a. My brother took an oath to remain a bachelor.

b. In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.

c. Before the wedding, all his bachelor friends had a party.

۱۱. مردی که ازدواج نکرده است، مجرد

الف) برادرم قسم خورد که مجرد باقی بماند.

ب) در فیلم، مرد متأهل با فردی مجرد اشتباه گرفته شد.

ج) پیش از مراسم عروسی، تمام دوستان مجردش یک مهمانی برگزار کردند.

۱۲. Qualify / ‘kwplifai / become fit; show that you are able

a. I am trying to qualify for the job which is now vacant.

b. Since Pauline can’t carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girls’ Chorus.

c. You have to be over 5’5″ to qualify as a policeman in our town.

۱۲. صلاحیت داشتن، واجد شرایط بودن

الف) سعی می کنم برای شغلی که در حال حاضر بلاتصدی است، واجد شرایط بشوم.

ب) از آنجا که « پائولین » لحن رسایی ندارد، مطمئن است که هرگز برای گروه کر دختران شایستگی پیدا نخواهد کرد.

ج) قد شما باید بیش از ۵ / ۵ فوت باشد تا در شهر ما بعنوان افسر پلیس صلاحیت پیدا کنید.

 

تمیرنهای تکمیلی برای یادگیری ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی

 

Read the following story to see how the new words are used in it.

My Brother, the Gentleman

The story of Sir Walter Raleigh who spread his cloak on the ground to keep Queen Elizabeth from the hardship of crossing a muddy puddle can qualify that nobleman for an award as a man of tact and good breeding. My brother Kenny, a bachelor with a keen interest in history, was impressed by that anecdote and thought he might demonstrate his excellent upbringing in a parallel situation. Accordingly he decided to abandon his subway seat in favor of a woman standing nearby.

Although unaccustomed to such generous treatment, the young woman was pleased to accept Kenny’s kind offer. However, her jealous boyfriend swore an oath under his breath because he thought my brother was flirting with his girlfriend. I don’t have any data on the number of young men who get into similar trouble as a result of a gallant gesture, but it’s probably one in a thousand. Poor Kenny! He pointed to the now vacant seat.

Which of the words studied in this lesson is suggested by the picture?

معنی فارسی تمرین بالا:

 

متن زیر را بخوانید تا به چگونگی کاربرد واژگان جدید در آن پی ببرید.

برادرم، این مرد محترم

داستان «سر والتر رالی » که شنل خود را روی زمین پهن کرد تا ملکه را از دشواری عبور از گودالی گل آلود دور نگه دارد می تواند این مرد شریف را بعنوان مردی با درایت و با تربیت، شایسته پاداش کند. برادر مجردم «گنی » که علاقه شدیدی به تاریخ دارد، تحت تأثیر این داستان قرار گرفت و فکر کرد که او هم می تواند در شرایط مشابهی تربیت عالی اش را نشان دهد. در نتیجه تصمیم گرفت در مترو، صندلی اش را به نفع خانمی که کنارش ایستاده بود ترک کند.

خانم جوان گر چه به چنین رفتار سخاوتمندانه ای عادت نداشت، با خوشحالی پیشنهاد مهربانانه ی «گنی » را پذیرفت. اما دوست پسر حسود و غیرتی آن خانم زیر لب ناسزایی گفت زیرا فکر می کرد که برادرم دارد با دوست دخترش لاس میزند. در مورد تعداد افراد جوانی که در نتیجه ی چنین برخوردهای جوانمردانه ای دچار مشکلات مشابهی می شوند اطلاعی نداریم اما احتمال آن یک در هزار است. بیچاره « کنی » او حالا به صندلی اشاره کرد که خالی بود.

متن بالا کدامیک از واژگان بررسی شده در این درس را تداعی می کند؟

پیشنهاد کنکاش :  جملات بسیار مهم و رایج زبان انگلیسی؛ آرایشگری و اصلاح

 

تمرین دوم برای یادگیی ۵۰۴ لغت ضروری انگلیسی:

 

Place one of the new words in each of the blanks below.

۱. As I looked at all the……………..which the salesman showed me, I knew that I was getting more and more mixed up.

۲. I used………………when I told my fat uncle that his extra weight made him look better.

۳. When the guard saw that the cot was………………, he realized that the prisoner had left the jail.

۴. Although he took an………………on the Bible, Sal lied to the jury.

۵. My aunt was so………………of our new couch that she bought one just like it.

۶. I enjoyed reading the story of the………………man who put his cloak over a mud puddle so that the queen would not dirty her feet.

۷. The loss of Claudia’s eyesight was a………………which she learned to live with.

۸. The driver was forced to………………his car when two of the tires became flat.

۹. Betty could not………………for the Miss Teenage America Contest because she was twenty years old.

۱۰. The blade was so………………that I cut myself in four places while shaving. to being kept waiting, the angry woman marched out of the store.

۱۲. Because he was a………………, the movie actor was invited to many parties.

 

From the list of 12 new words that follows, choose the one that corresponds to each definition below.

abandon             keen                    jealous               tact

oath                   vacant                 hardship           gallant

data           unaccustomed           bachelor            qualify

۱. a promise that something is true

۲. sharp; eager; intense

۳. to desert; to leave without planning to come back

۴. something that is hard to bear

۵. to become fit

۶. wanting what someone else has

۷. brave; showing respect for women

۸. a man who has not married

۹. facts; information

۱۰. the ability to say the right thing

۱۱. empty; not filled

۱۲. not used to something

Spotlight on:

abandon – This is an interesting word with a French background; in that language it meant “to put under another’s control” hence, “to give up” .In Lesson 19 you will find the new word ban, and may discover how it is related to abandon. A good dictionary will also show you the connection with other words such as bandit and contraband.

معانی تمرین بالا :

در هریک از فضاهای خالی زیر یکی از واژگان جدید را قرار دهید.

۱. وقتی به تمام اطلاعاتی که فروشنده به من نشان داد نگاه می کردم، فهمیدم که دارم گیج تر و گیج تر می شوم.

۲. وقتی به عموی چاقم گفتم که وزن اضافی اش او را زیباتر جلوه می دهد، تدبیر بکار بردم.

٣. وقتی محافظ زندان دید که تختخواب خالی است، پی برد که زندانی زندان را ترک کرده است.

۴. با اینکه « سل » از روی انجیل قسم خورد، به هیئت منصفه دروغ گفت.

۵. عمه ام به کاناپه ی جدید ما آنچنان حسادت می ورزید که یکی درست شبیه آنرا خرید.

۶. از خواندن ماجرای مرد شجاعی که شنل خود را روی گودالی گلی قرار داد که پاهای ملکه کثیف نشود لذت بردم.

۷. از دست دادن بینایی « کلودیا » مشکلی بود که او یاد گرفت با آن کنار آید.

۸. وقتی هر دو تایر ماشین پنجر شدند، راننده مجبور شد اتومبیلش را رها کند.

۹. «بتی » نتوانست شرایط لازم برای شرکت در رقابت های نوجوانان آمریکا را کسب کند ، چون بیست سال داشت.

۱۰. تیغه ی ریش تراش آنقدر تیز بود که چهار نقطه از پوستم را هنگام تراشیدن صورتم بریدم.

۱۱. خانم عصبانی که به معطل شدن عادت نداشت از فروشگاه خارج شد.

۱۲. بازیگر سینما چون مجرد بود، به جشنهای زیادی دعوت می شد.

 

تمرین 504 لغت ضروری انگلیسی

توجه

abandon – این واژه ای است جالب با پیشینه ی فرانسوی. در زبان فرانسه معنی این لغت عبارت بود از «قراردادن تحت کنترل فرد دیگر »، یعنی« ترک کردن » در درس نوزده واژه جدید « ban » را خواهید یافت و ممکن است متوجه شوید چه ارتباطی با واژه ی « abandon » دارد. یک فرهنگ لغت خوب ارتباط این واژه را با واژگانی نظیر « bandit » و « contraband » به شما نشان خواهد داد.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

بیشتر بخوانید:


برچسب ها : , , , , , , , ,
دسته بندی : آموزشهای زبان , جدیدترین مطالب , زبان انگلیسی , علم و فناوری
ارسال دیدگاه

WordPress Image Lightbox Plugin